عکس نوشت۶۷ / عکس از Jamie Diamond/ روایت پانزدهم از مجموعه بیست و یک نفر

  مری همیشه جین می پوشد. اصلا” حوصله‏ ی تیپ غیر اسپرت را ندارد. برای اِما چندان فرق نمی کند. مری، اِما، هری، راسل و جین همگی رنگ سفید را دوست دارند. حتی امیل هم اخیرا”…! جایی خوانده بودم هر آدم میانگین ۵ نفری است که در اطراف او هستند. حساب امیل از بقیه جداست […]

عکس نوشت۶۶ / عکس از Barbara Probst/ روایت چهاردهم از مجموعه بیست و یک نفر

من همیشه وسط اتفاق ها هستم. ساعت یازده و چهل و سه دقیقه! میان یک تصادف گیر می افتم، یک نفر در حوالی یک پل، با نگاهی عجیب از من ساعت می پرسد و هنوز تا امتیاز نهایی فاصله ای هست. با این وجود باید اعتراف کنم چند سالی است که مرده ام! اینکه در […]

موریانه ها عجیب رشد کرده اند…

کتاب پرگار منتشر کرد عنوان کتاب: موریانه ها عجیب رشدکرده اند… روایت و انتخاب عکس ها: محبّت محبّی ناشر:کتاب پرگار تعداد صفحات:۱۲۸ صفحه رنگی گلاسه طراح جلد: هامدجابرها مدیر تولید:آرش کمالی قیمت:۱۶۵۰۰۰ریال فهرست اسامی عکاسان محترمی که در این کتاب مجموعه عکس هایشان به چاپ رسیده است. حمید سبحانی کوروش ادیم Abelardo morell Justice & […]

عکس نوشت ۶۵/ عکس از Corinna Fochler/ روایت سیزدهم از مجموعه بیست و یک نفر

راپونزل بالاخره خسته شد. می دانست که این سپتامبر به آخر نمی رسد مگر اینکه در یک نیمه شب تابستانی وقتی آنجیلنا خواب خواب است، راهش را بگیرد و برود. کجایش را نمی دانست. دو سال از آمدنش گذشته بود و جز آنجلینا هیچ کس را ندیده بود. تمام صبح ها آنجلینا به او صبح […]

عکس نوشت ۶۴/ عکس از Igor Savchenko/ روایت دوازدهم از مجموعه بیست و یک نفر

چهره اش پیدا نیست. شاید هم من دچار فراموشی زودرس شده ام. شاید هم چندان زودرس نیست. اگر دچار فراموشی شده باشم، تشخیص زودرس یا دیر رس بودن چندان برایم ساده نیست! چهره اش می تواند آبی، صورتی، سبز یا هر رنگ دیگری باشد. من دوست دارم آبی باشد که پیدا نبودنش هم بلرزاندم. به […]

عکس نوشت ۶۳/ عکس از متانت محبی/ روایت یازدهم از مجموعه بیست و یک نفر

سیما تمام شد. در بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان که هوا گرم بود، گرم و شرجی و تب دار و کلیشه ای. هیچ چیز نمانده بود. هیچ چیز که بشود با آن بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان را به غروب، شب و صبح روز بعد رساند. اولین بلیط، دورترین مقصد. بدش […]

عکس نوشت ۶۲/ عکس از GMB Akash/ روایت دهم از مجموعه بیست و یک نفر

  آشیما همه ی بیست سال گذشته در خواب بوده است؛ حتی در بیداری. وقت هایی که آشوک بوده است یا نبوده است. وقت هایی که یکی از کاپورها آواز خوانده است، رقصیده است و عاشق شده است. وقت هایی که چاتنی هایش زیادی تند شده است و صدای آشوک در آمده است و او […]

عکس نوشت ۶۱/ عکس از Jillian Freyer/ روایت نهم از مجموعه بیست و یک نفر

اینکه کسی جایی منتظرت باشد یا نباشد، مهم نیست! اصلا وقتی پرتقال هست، هیچ چیز مهم نیست. مهم نیست که حال و حوصله مسواک زدن، لباس مرتب پوشیدن، آرایش کردن، قدم زدن را نداری، نفس حضور پرتقال مهم است. همین که طعمی بین شیرین و ترش داشته باشد، کافی است. نمی گویم ملس، چون  معنی […]

عکس نوشت ۶۰/ عکس از Jessica Bruah/ روایت هشتم از مجموعه بیست و یک نفر

همیشه فکر می کند یک روز اتفاق می افتد. برای همین، هر روز روزنامه می‏‏‏ خواند. راس ساعت ۷ صبح و پیش از رفتن به شرکت. ۱۷ سال! گاهی روزنامه ها را مرتب می کند. بیشتر اوقات نه! کاملا̎ به حس و حالش ربط دارد. ۵ سال است که حیران مانده اند!  این تمساح ها، […]

عکس نوشت ۵۹/ عکس از Maja Daniels/ روایت هفتم از مجموعه بیست و یک نفر

  – من هیچ وقت زیبا نبوده ام. – من هیچ وقت زیبا نبوده ام. – من هیچ وقت عاشق نبوده ام. – من هیچ وقت عاشق نبوده ام. – ولی نه… من یک بار عاشق شدم. – ولی … یک بار یک نفر عاشق من شد. – سال ها پیش… – ۴۳ سال پیش… […]