عکس نوشت ۵۸/ عکس از Hao WU/ روایت ششم از مجموعه بیست و یک نفر

Wu_Hao_In the Mood for Love

مو یان هنوز جایزه نوبل ادبیات را نبرده بود. بهار ۲۰۱۲ بود به گمانم  و من هنوز امیدوار بودم که بالاخره این روایت های لعنتی بیست و یک نفر را تمام کنم و ناشری پیدا کنم و …

بااین وجود وقتی به ژیانگ رسیدم، روزهای زیادی سکوت کردم و هیچ ننوشتم. درست شبیه یک قناری غمگین از فاصله ای نه چندان دور به ژیانگ خیره می شدم، به او که لاغرتر از چهار سال و سه ماه پیش بود، آخرین باری که صدایش را شنیدم، صدایی که جریان دارد، همیشه، در هر ثانیه، در هر کسری از ثانیه، هنوز هم…

نمی دانستم منتظر کیست. نمی دانستم همه چهارشنبه ها منتظر چه کسی می ماند و چراآن مرد؟ نمی آید و چرا دوباره ژیانگ سر قرار حاضر می شود. آخرین باری که صدایش را شنیدم، سبز پوشیده بود. مثل امشب. پشت تلفن  آهسته اما با شوق به خاطر هدیه سبزم از من تشکر می کرد. خیلی دلواپس بودم که سایزش را اشتباه حدس زده باشم. ۴۰ یا؟ حالا حتما̎ سایزش ۳۸ یا حتی ۳۶ است. ژیانگ بعد از چندین و چند بار تشکر، چند ثانیه سکوت کرد، بعد صدایی که صدای پیش از سکوت نبود، بعد… هیچ وقت بعد را دوست نداشته ام. بعد از چهارشنبه ای که آن مرد بیاید. بعد از آنکه از لیان بپرسم چرا چهار سال و سه ماه پیش رفت. بعد از آنکه مو یان جایزه اش را بگیرد.  بعد از آنکه صاحب هتل برای همیشه اخراجم کند. بعد از آنکه یک نویسنده خودش را از بالای پل هایزو پایین بیاندازد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *