عکس نوشت ۶۲/ عکس از GMB Akash/ روایت دهم از مجموعه بیست و یک نفر

 unnamed

آشیما همه ی بیست سال گذشته در خواب بوده است؛ حتی در بیداری. وقت هایی که آشوک بوده است یا نبوده است. وقت هایی که یکی از کاپورها آواز خوانده است، رقصیده است و عاشق شده است. وقت هایی که چاتنی هایش زیادی تند شده است و صدای آشوک در آمده است و او زیر لب گفته است یک هندی اصیل هیچ وقت از تند بودن چاتنی شکایت نمی کند و آشوک با صورتی گر گرفته توی چشم هایش خیره شده  است و بعد…

آشیما همه ی بیست سال گذشته – شبیه همان وقت هایی که هنوز به دنیا نیامده بود- سپر کای۱ بوده است، پر از گل های ریز و سفید که آدم را گرم می کند، آتش می کند. آَشیما عاشق آتش و طاووس است و آشوک نمی داند. آشوک کلا” نمی داند. آشوک عاشق روزهای سه شنبه است. روزهایی که کار تعطیل است و آشیما نمی داند چرا تمام روز آشوک دور و برش می چرخد و یکی در میان یا از کارهایش ایراد می گیرد یا دست های زمختش را دور کمر او حلقه می کند.آشیما همیشه کنار تخت می خوابد، حتی وقت هایی که آشوک نیست و تمام تخت مال اوست. بیست سال تمام …عادتش شده است. آشیما در خواب و بیداری از شیوا ۲ می خواهد که بعد از همه ی این خواب ها تبدیل شود به یک ماهی و از اقیانوس هند تا آرام را یکسره شنا کند و چشم هایش را هیچ وقت روی هم نگذارد. آشوک نمی داند. آشوک کلا ” نمی داند. آشوک نه آشیمای سپر کای را می شناسد و نه آشیمای ماهی را.  آشوک همیشه با دست های باز می خوابد.

۱- نام گیاهی بومی هند

۲- از خدایان محبوب هند است که در تناسخ نقش دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *