عکس نوشت ۱۷/ عکس : Fan Ho

آغاز می شود. سفر. روزی. شبیه امروز. شبیه دیروز. روزی که قصه های قدیمی با پایان همیشه خوش به سر بیایند و داستان های پایان باز ………. بمانند همیشه باز. آغاز می شود. سفر. روزی که مرزها را در می نورند خیال و توهم و رویا و البته کابوس و تو سوار می شوی مرکبی […]

عکس نوشت ۱۶ / عکس :Nuri Bilge Ceylan

آخرهای مارچ یا؟ یک کم زودتر یا دیرتر رفت. هنوز برف نبود. هنوز دونه های برف نبودند. هنوز دونه های برف پشت پنجره نبودند. آخرین نفر بود. باید رفته باشد استانبول یا؟ جایی یک کم نزدیک تر یا دورتر. گفت که بر می گرده. بر نمی گرده. محاله که بر گرده. برگشتن توی کارش نبود. […]

عکس نوشت ۱۵ / عکس : Brendon Burton

ریچارد هستی یا نیستی؟ هستم، هستم، اینجا. روی این کاناپه درست کنار آخرین نمونه! از نسل تلویزیون های شرکت شرکت شرکت…… ریچارد هوا سرد نیست؟ سرد سرد سرد اصلا پاییز مثل این برگ های روی این کاناپه کنارم. نه اصلا خوشم نمی آید. از این سیگاری که دود می کنی. دود می کنی. تا تموم […]

عکس نوشت ۱۴ / عکس Hisaji Haraa

جایی جریان دارد. توی همین خالی بالنی که ژوژه بودن یا نبودنش را هیچ وقت درست نفهمیدم. جایی بزرگتر از خودش، خود واقعی اش، زیر ذره بین رفته است. با آخرین بازمانده آبله ای از سالیان دور که بهانه ام شده بود. پیشتر ندیده بودم؟ ندیده بودم وقتی می خواند زیر لب آوازی آنهم از […]

عکس نوشت ۱۳/ عکس : حمید سبحانی

سوسوی زردی خفیف از لابلای پلک هایم و کوچه باغی نزدیک، نزدیک ۱۴ سالگی و او که طناز و خودنماست، مثل درختان باغ حسین که رندانه میهمان لبخندش می شوند، حسین از همه ما بلندقامت تر است. هر کجای قاب که باشد، او طلایی است. لبخندشان شباهتی ندارد، اول اسم هر دو میم است و […]

عکس نوشت / عکس : عرفان دادخواه

آقا رضای گلچین، خیاط سابق،حالا فقط یک فروشنده است، فروشنده پیراهن های مردانه، بیشتر چینی. آقا رضای گلچین، خیاط سابق، دوخت پیراهن های چینی را قبول ندارد، حتی رنگشان را که خیلی زود از سکه می افتد. از پیراهن های صورتی چرک هم دل خوشی ندارد. آقا رضای سابق، هنوز هم پیراهن های دست دوز […]