عکس نوشت ۲۴/ عکس هـا مهدی فاضل ، حمید سبحانی

عکس : مهدی فاضل بهانه خوبی بود برف و بادام زمینی و دنبال چند “ب” دیگر هم گشتم، ولی پیدا نکردم. بنفشه گفت: پس من چی؟ جوری جواب دادم که توی دلش از ۱۰، به من ۲۰ بدهد واصلا” نمی دانم چه نمره ای گرفتم. بنفشه عاشق برف بود، اصلا سردش نمی شد. برخلاف من […]

عکس نوشت ۲۱ / عکس : حمید دهقانپور

سینا پیش دبستانی است. تا دبستان راه کوتاهی است. سینا می تواند دفتری را پر کند از سیب و آیینه. می تواند دیواری را پر کند از تقلای سرخ یک ماهی تا بلاخره بیاید. با باران و بنفشه بیاید. سینا مثل ماهی قرمز توی تنگ می تواند فراموش کند هفته هایی که پدر عسلویه است، […]

عکس نوشت ۲۰ / عکس : جمشید فرجوند

سال که بشود هزار و سیصد و نود و دو، بیست و پنج سال است که رفته است. اسمش در شناسنامه منوچهر بود. بعد از مریضی سختش، شفا که گرفت شد رضا. صدیقه که شناختش، تازه رضا شده بود و آقا رضا مانده است هنوز. توی همه این بیست و پنج سال، بی بی به […]

عکس نوشت ۱۹ / عکس : نویدرضا حقیقی

با برف می آمد. پیرمرد همسایه که شبیه پدربزرگ بود. انگار او هم مثل ما دوست داشت کوههای آب برق و دامنه اش را ، وقتی که سفید می شدند. به نظر مادر اما اصلا شبیه پدربزرگ نبود، بیشتر شبیه روح سرگردانی بود شاید از دیگران… ما دیگران را نمی شناختیم، نه من که آن […]

عکس نوشت ۱۸ / عکس : نویدرضا حقیقی

توی همه کارخانه های دنیا ، مخصوصا کارخانه های کیک و کلوچه دنیا، کارگری پیدا می شود که از دست مدیر تولید یا مسوول فنی که دمای بالای فر پخت و ترک سطح کیک ها را به گردن او می اندازد، دلش بگیرد و بخواهد زنگ بزند به یک نفر و بگوید که چقدر از […]