عکس نوشت ۳۳/ عکس : حمید سبحانی

دخترک صورتی است. در شناسنامه اش هم. معلم وقتی نامش را می خواند، تعجب می کند و کلاس از شدت خنده دیگر دخترکان صورتی روی هوا می رود. می گوید مادرش عاشق صورتی است.حالا عادت کرده اند. چند ماه گذشته است و صورتی ها با سفیدی برف در آمیخته اند، شاد و رها و مادر […]

عکس نوشت ۳۲/ عکس : بابک کاظمی

مردها، همیشه سربازند. جمعه و شنبه و یکشنبه هم ندارد. چه اسمش را بگذارند اجباری، چه سربازی، توی زندگی شان نقش پررنگی دارد. قبل از رفتن دغدغه شان است و بعد از رفتن خاطره شان. آنهایی هم که یک جورهایی معاف می شوند، با خاطره چگونه معاف شدنشان – که بعضی وقت ها توضیح واضحی برایش […]

عکس نوشت ۳۱/ عکس محمدرضا میرزایی

  بیست و دوم اردیبهشت بود که تصمیم گرفتم نباشم. درست است که با شکل منفی افعال مثل نخواستن، نتوانستن،نشدن و حتی نخوردن راحت تر کنار می آیم، ولی به دو دلیل مهم اجرای تصمیمم را به تعویق انداختم. یکی اینکه ان روزها سرم خیلی شلوغ بود و بنابراین ممکن بود نبودنم به هزار و […]

عکس نوشت ۳۰/عکس از ساناز مزینانی

چهارم فروردین است. آمده ایم خانه مادرافسر. مادر افسر را چند سالی است که ندیده ام. از وقتی میانه مامان و مادر افسر- نمی دانم سر چی- شکر آب شد. همیشه از بابا می پرسیدم: اسم مادر افسر واقعا افسره؟ بابا بعضی وقت ها جواب نمی داد. همان موقع هایی که لب هایش را یک […]