عکس نوشت ۳۸/ عکس David Solomons

همیشه همین طور بوده است. لااقل از وقتی که من می شناسمش. از ۱۹۷۸٫ در خرید وسواس عجیبی دارد و البته آلرژی خاصی هم به کلمه وسواس دارد. برای همین من سعی می کنم در چنین مواقعی سکوت کنم. وقتی فقط یک راه حل داری، بهتر است فکر کنی که آن راه، بهترین راه حل […]

عکس نوشت ۳۷/ عکس ها : erassima

ولنیتو مرد. دو ساعت پیش. سه ساعت بعد از دیدن اگوستین. شعری که توی گلویش مانده بود، رشد کرد و رشد کرد و رشد کرد. انقدر که شاخ و برگها راه گلویش را بست. از دست هیچ کس کاری بر نیامد. حتی اگوستین. شارلوت هیچ وقت نفهمید چرا مردم. صبح از من زودتر بیدار شده […]

عکس نوشت ۳۶/ عکس : سپیده گندمی

با آدامسی که طعم تصنیف می داد، هبوط کرد. از معراج پولاد خوشش آمد. بالا و بالاتر رفت. هر چه بالاتر رفت، احساس شگرف یک گلابی مدرن و به تعبیری پسامدرن  بیشتر در جانش رسوخ کرد. به اطراف نگاه کرد. دیگر حتی سایه ای را  هم ندید که جای پایش قدم بگذارد. بیشتر نگاه کرد، […]

عکس نوشت ۳۵/ عکس : سید مجتبی خاتمی

  روزی که خیلی دور نیست،خواهی آمد وکفشهای فروغ را که تا به تای رفتن به در خیره مانده اند، جفت خواهی کرد. روزی دستان فروغ را که اسیر عصب ها و جنگ همیشگی شان با دیروز و امروز شده اند و از فردا نشانی نمی جویند.خواهی گرفت تا آستینی بالا بزنی برای زلالی بکر […]

عکس نوشت ۳۴/عکس : حمید سلطان آبادیان

تقریبا هیچ ربطی به هم نداشتیم و این بی ربطی صد و بیست درصدی بود که داشت مارا پیش می برد. توی راهی که مقصدش هیچ معلوم نبود.همراه با کوله و دوچرخه و نه چیزی جز آن که نمیتوانست ذره ای از این درصد کم کند. خیلی ها گفتند که نمی شود و اگر  جز […]